تمدن و فرهنگ از دیدگاه دکتر اسلامی ندوشن
چنـــدی پیش در خانه هنرمندان تهران جلساتی با حضور دکتر اسلامی ندوشن و تعدادی از علاقه مندان به موضوعات فرهنگی برگزار شد که در آن جلســـــات دکتر ندوشن نظراتشان را راجع به تمدن و فرهنگ بیان کردند در پایان هر جلسه پرسشهایی از سوی علاقه مندان مطرح می شد و اســتاد به پاســخگویی می پرداختند من نیز این افتخار را داشتم که در تعدادی از این جلسات حضور داشته باشم وتصمیم گرفتم که یادداشهایم را در وبلاگ قرار دهم .
استاد بیان داشتند که تمدن و فرهنگ و علم هر سه در کنار هم و با همکاری هم زندگی انسان را می سازند.
در ایران باستان همیشه درگیری بین خوبی و بدی وجود داشته و همیشه انتظار می رفت که خوبی بر بدی غلبه پیدا کند.خوبی یعنی دیگران را مد نظر قرار دادن و بدی یعنی همه چیز را برای خود خواستن حتی اگر به ضرر دیگران تمام شود.
خوبی دو منشا پیدا می کند:منشا کاملاٌ حسابگرانه،که انسان خوبی می کند در مقابل انتظار دارد که دیگری هم در حق او خوبی کند.و دیگر اینکه خوبی یک نوع جوهره انسانی است و این تفاوت انسان و حیوان به شمار می رود.
تمدن باعث می شود که اخلاقیات رشد پیدا کنداما چون انسان سرکش است و به خاطر منافعش اخلاقیات را زیر پا میگذارد به همین دلیل قوانین به وجود می آیند قوانین ضمانت اجرا دارند چه انسان به آن اعتقاد داشته باشد و چه نداشته باشد.سرپیچی از قوانین مجازات در پی دارد اما اخلاقیات ضمانت اجرایی ندارند و تنها وجدان آدمی پشت آن است.
ما با سه عامل روبه رو هستیم :اخلاق که در اختیار خودمان است-قوانین که توسط حکومت برقرار می شود-آداب و رسوم و آیینها که در جوامع مختلف متفاوت است.و همه اینها تمدن را تشکیل می دهند.
فرهنگ رابطه اقوام و افراد مختلف است،فرهنگ منجر به یک تفاهم کلی می شود و تمام اختلافها در مقابل فرهنگ تعدیل می شود.
فرهنگ و تمدن و علم برای اینست که انسان بهتر و بارورتر و گزیده تر زندگی کند یعنی در جهت بالا بردن کیفیت زندگی تلاش می کنند.
چرا تمدنها از بین می روند؟هسته اولیه ای که سبب برپایی تمدنها شده است سست می گردد و از بین می رود و باعث می شود که تمدنی نابود گردد عامل خارجی هم می تواند موجب این سستی شود مثل هجوم دشمنان که توانایی مقاومت خود را از دست می دهد.
بعضی از تمدنها هستند که تغییر شکل می دهند ریشه و هسته اولیه را دارند اما به صورت گذشته باقی نمی مانند و ماهیت گذشته راندارند مثل تمدن مصر،یونان،روم و ایران.نمی توان گفت که ایران امروز مثل ایران زمان هخامنشیان است اما بعضی از خصوصیا آن زمان را دارد.
تمدنهایی که تداوم بیشتری داشته اند برای این است که عوامل خارجی کمتر در آنها دخالت کرده اند مثل تمدن هندوستان.
تمدن بیشتر جنبه ملموس و عینی دارد اما فرهنگ بیشتر جنبه ذهنی دارد.
وقتی تمدنی به رشد نهایی و کمال نرسد عنصر"سستی"در آن شروع به رشد می کند و به غفلت و فراموشی دچار میشود و مایه های اولیه تمدن به تدریج از بین میروند.وقتی انسان از شئون زاینده زندگی غافل شود نابودی تمدن هم شروع میشود.
تمدن یک سری تمهیداتی است که انسانها برای آسایش بخشیدن بیشتر به زندگی برای خود می اندیشند و دین در به وجود آوردن تمدنها نقش سازنده ای داشته است.
فرهنگ یک حالت درونی است وظیفه آن ارتباط برقرار کردن بین نیازهای درونی با عالم بیرون است و هر دو انتخاب بین داده های مطلوب هستند.

